
یهودیان در حالی شصتمین سال اشغال را در روز نکبت جشن می گیرند که هنوز هم اولین تهدید رژیم صهیونیستی ادامه حیات آن می باشد. زیرا به برکت انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری مسلمانان در سراسر دنیا٬ امروز جنبش شیعی حزب الله و جنبش سنی حماس٬ ادامه حیات این مولود ناپاک را با تردید روبرو ساخته و انشاء الله آن را از روی زمین محو خواهند نمود.
این را هم در نفوذ معنوی ایران بیان نمائیم که امروز حضور ایران در قلب مردم منطقه به حدی است که هرگونه تصمیم برای عراق اشغال شده٬ لبنان رنگارنگ از طائفه ها و فلسطین در محاصره٬ بدون حضور جمهوری اسلامی ایران بی معنا بوده و هرگز نیز تحقق نخواهد یافت. در میزان این نفوذ همین بس که اخیرا حسنی مبارک(نامبارک)رئیس جمهور مصر اعتراف نموده که کشورش در غزه با ایران هم مرز شده است. !!
این نعمات الهی حاصل بیداری ملت های منطقه بوده که به خواست خدا و در آینده ای نزدیک آن غده سرطانی را جراحی نموده و در زباله دان تاریخ دفن خواهند نمود.
خبرگزاري فارس: پيكر شهيد "ابوالفضل ناصر عيتاوي" از فرماندهان ارشد حزبالله لبنان كه به دست شبهنظاميان وابسته به عربستان سعودي و جريان المستقبل به شهادت رسيد، امروز بر دوش همرزمان وي تشييع شد.شهيد عيتاوي يكشنبه شب گذشته با چهار همراه خود، هنگام عبور از شهرك "شويفات" در جنوب بيروت، هدف حمله تروريستهاي مسلح وابسته به كابينه گروه حاكم قرار گرفت و به شهادت رسيد.
منطقه شويفات در روزهاي اخير شاهد حملات افراد مسلح وابسته به آمريكا و عربستان سعودي به مردم بود كه به كشته و زخميشدن تعدادي از شهروندان بيگناه و غيرنظامي در اين منطقه انجاميد.

|
|
برپایی سالیانه نمایشگاه کتاب در تهران فواید بسیاری دارد که می توان به تجدید دیدارهای سال های گذشته با دوستان جهادی و مقاومت اشاره نمود که دیدن و هم کلام شدن با آنان٬ اندکی از تالمات مان کاسته و با شور و هیجان آنان ما نیز روحیه می گیریم. اما امسال نمایشگاه شاهد حضور شعف برانگیز گروه ولایت(فرقه ولایه) از لبنان بود که با اجرای برنامه های زنده ما را به روز های خوش و ناخوش جنگ ۳۳ روزه بردند. هیجانی که اعضای این گروه در حین اجرای سرودهای حماسی حزب الله از خود نشان می دادند قابل وصف و بیان نبود و آدمی باید خود در آن معرکه قرار می داشت تا این زیبایی را درک نماید. اما غرض ازنگارش این چند خط بیان فرصت هایی بود که از دست رفت. گروه ولایت با تمام ساز و برگ و اعضای اصلی خود در مصلای تهران حضور پیدا نمود اما ظاهرا نه متولیان امر و نه رسانه ملی علاقه ای به تبلیغ برای جذب مخاطب از خود نشان نمی دادند. حضور این گروه انقلابی آنقدر مظلومانه بود که بسیاری از علاقمندانی که حتی در حین اجرای ترانه های آنان در شبستان مصلا حضور داشتند از این مراسم مطلع نمی شدند و بعدا با اطلاع از حضور این گروه آهی از نهان می کشیدند و می رفتند به این امید که در سال های آینده باز شاهد حضور آنان در نمایشگاه باشند. نکته تاسف برانگیز اینکه حتی مسئولین نمایشگاه نیز به خاطر منافع مادی خود حاضر به قطع یک ساعته تبلیغات نمایشگاه که همراه با انواع و اقسام صداهای جانوران و حیوانات بود نشده و بار دیگر در کنار سایر متولیان این قسم از امور ثابت نمودند که در بی تدبیری گوی سبقت را از دیگر دوستانشان ربوده اند. آری در کل فرصتی که با حضور گروه ولایت در ایران فراهم شده بود به راحتی سوخت تا بعدها از اینکه چرا افکار عمومی ایرانی نسبت به جریان شیعی حزب الله واکنشی نشان نمی دهد افسوس و صد افسوس خوریم. راستی آیا جوانان هم وطن می دانند که خاکریز ج. ا. ا در جنگ با دشمن صهیونیستی در ضاحیه زده شده است.؟ آیا می دانند به جای آنان٬ این جوانان شیعی جنوب لبنان هستند که شهید می شوند؟ آیا مطلع هستند که جناب سید حسن نصرالله٬ المنار و بازوهای تبلیغاتی آن مانند فرقه ولایه را جزیی از عوامل پیروزی حزب الله در جنگ عنوان نمودند..... و فرصت هایی که از دست می رود.
سلام . انیس نقاش مبارز انقلابی عرب٬ درباره عماد می گوید:
براي او خوشحال هستم كه شهيد شده. شهادتي ارزشمند براي ايشان بخصوص بعد از يك پيروزي. بعد از اين پيروزي، كلي از مردم كشورهاي عرب، او را قدر مينهند. ميتوانم بگويم حتي 99 درصد از بچههاي حزبالله او را درحالي كه رهبر نظامي حزبالله بود، نميشناختند. الان اين ملتها كه براي گراميداشت او به خيابانها آمدند، عشق حاج عماد بود؛ ولي اولين بار است كه اسم او را ميشنوند، يا عكسش را ميديدند. به خاطر چي؟ به خاطر اين كه بعد از شهادتش فهميدند كه او چقدر بزرگ بود. الان مرتب صدها نفر ميآيند بر سر مزار او، گريه ميكنند، قرآن ميخوانند. از بچه بگيريد تا پيرمردها. يك فيلمي در اينترنت بود در شهر «قلطوان» در الجزاير كه منطقهاي فقيرنشين داشت. شهرداري آنجا ميخواهد جلسهاش را افتتاح كند، با خواندن فاتحهاي براي حاج عماد شروع ميكند. (سایت ساجد)

سلام
بیوگرافی رئیس جمهور یهودی فرانسه:
پل سارکوزی، پدر نیکولا سارکوزی، یک مهاجر مجاری و آندره آمالا، مادر وی یک یونانی یهودی الاصل بوده اند و پدر بزرگ او نیولا یک پزشک یهودی یونانی بوده است. در سال 1944 با ورود ارتش آلمان به مجارستان، خانواده پل به دلیل هراس از اقدام ارتش مردمی در اعزام پسرش به صربستان، او را به پاریس فرستاد. پدر نیکولای با ورود به فرانسه به خدمت ارتش درآمد. برای مدت 5 سال در ارتش ماند و در آستانه اعزام او به ماموریت در آسیا، یک پزشک ارتش فرانسه که مجاری الاصل بود در همراهی با تبار مجاری وی، به او مرخصی پزشکی داد و متعاقب آن پل در سال 1948 به پاریس رفت و زندگی غیرنظامی او از این زمان آغاز شد. پل سارکوزی به رغم اقامت طولانی در فرانسه، بیست سال بعد یعنی در دهه 1970 درخواست تابعیت فرانسه کرد. پل 7 سال بعد از ازدواج، خانواده اش را ترک کرد. حاصل زندگی کوتاه او و آندره آ سه پسر بود. نیکولاس متولد 28 ژانویه 1955 و فرزند دوم خانواده است. پدر بزرگ گلیست و یهودی الاصل نیکولاس که بعدها کاتولیک شد بیشترین تاثیر را در شخصیت او داشته است.وی مدرک فوق لیسانس حقوق خصوصی دارد و تا قبل از انتصاب به پست وزارت، به وکالت اشتغال داشته و از اعضای کانون وکلای پاریس بوده است..... در دسامبر 2007 مجله فرانسوی اکسپرس، عکس های سارکوزی با کارلا برونی، مانکن سابق و خواننده کنونی را منتشر کرد و چندی نگذشت که متعاقب جنجال گسترده رسانه ها در فرانسه و سایر نقاط، اعلام شد که سارکوزی و کارلا برونی طی یک مراسم رسمی ازدواج کرده اند. تا نیکولا سومین ازدواج خود را هم علنی نماید. ویژه نامه همشهری نوروز 1387
تاملی در باب بیوگرافی بالا:
اول: در یهود، فرزند از مادر دین خود را کسب می کند یعنی اگر مادر یهودی باشد و حتی پدر نیز در دین دیگری باشد آن فرزند یهودی محسوب می گردد. پس نیکولاس سارکوزی رئیس جمهور فرانسه یک یهودی می باشد. ضمن اینکه خود اصرار دارد پدر بزرگش نیز اسرائیلی بوده است.
سلام
به گزارش پرس تی وی٬ مردخای الیاهو حاخام پیشین اسرائیل در تایید گفته های خود به کتاب تلمود اشاره کرد که در آن آمده است:
«اگر گوئیم (غیر یهودیان و حیوانات) از قوم بنیاسراییل چیزی بستانند در ازای آن باید طلا به آنها بازگردانند و هر آنچه که از آنان گرفته شود بیشتر از آن به بنیاسراییل بازمیگردد». الیاهو توضیح داد:«در ازای هشت اسراییلی که در عملیات انتحاری (استشهادی) مدرسه دینی در قدس کشته شدند موضوع قابل جبرانی وجود ندارد چون ارزش هزار عرب به اندازه یک طلبه مدرسه دینی اسراییل نیست».
{خوانندگان محترمی که مطالب این وبلاگ را پیگیری می کنند با خواندن اظهارات این خاخام یهودی متوجه خواهند شد آنچه که تاکنون توسط دوستان بینا در وبلاگ نوشته شده است بر اساس واقعیات حاکم بر جامعه یهودی بوده نه ژورنالیسم اینترنتی! }
سلام دکتر علی لاریجانی دبیر سابق شورای امنیت ملی در تعریف خاطرات خود از جنگ ۳۳ روزه٬ به ویژه نامه همشهری نوروز۱۳۸۶ می گوید: شبی که قطعنامه در حال پخت و پز بود در اتاقم تا صبح پای تلفن بودم. ازطرفی با آقای ظریف در سازمان ملل تماس داشتم و از طرفی با بیروت رایزنی لازم صورت می گرفت. سحر موقع نماز صبح با آقای احمدی نژاد تلفنی صحبت کردم و ایشان را در جریان صدور قطعنامه و مفاد آن قرار دادم. قطعنامه ظاهری داشت و باطنی . ظاهر آن حفظ آبروی ریخته شده آمریکا و اسرائیل بود و عباراتی که می خواست تا حدودی آبرو را نگه دارد٬ اما چه کسی در صحنه بین الملل وجود داشت که باطن آن را در نیافته باشد.باطن آن صرفا برای جلوگیری از شکست بیشتر اسرائیل بود.
ساعت ۸ با آقای حجازی دفتر مقام معظم رهبری قرار داشتم و تفصیل ماجرا را بیان کردم تا خدمت مقام معظم رهبری مطرح کنند. آن ساعت برای من خیلی شیرین و شگفت آور بود. بعد از ده ها سال قلدری اسرائیل٬ با دست توانای مجاهدینی مثل شهید عماد مغنیه شکست می خورد. این چهار هفته پر از رمز و راز و حوادث پند آموز بود. موضع برخی از کشورهای عربی٬ تنها ماندن حزب الله حتی در درون لبنان و.... امروز وقتی برای بیان همه آن اسرار مظلومانه شیران بیشه مجاهدت نیست. اما همین قدر از من بپذیرید که این پیروزی مرهون یک راهنمایی استراتژیک رهبر معظم انقلاب اسلامی٬ حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) بود که در انتهای هفته اول نبرد صورت گرفت و تفصیل آن زمان می طلبد انشاءالله در آینده..... ولی همین قدر عرض کنم که راهنمایی بسیار مهم و اثرگذار٬ دعای پیروزی بود و جنبه معنوی داشت و تصور نشود به مسائل مادی ارتباط پیدا می کند.

جشن ایرانی کشی پوریم امسال در دوم فروردین ۱۳۸۷ برابر با 14 آدار 5768 عبری و 21 مارس 2008 برگزار می گردد. درباره این عزای ملی ایرانیان باستان بیشتر بخوانیم و مطالعه کنیم تا یهود ایرانی کش را بیشتر بشناسیم.
انیس نقاش از مبارزین معروف عرب می گوید : اول من فكر كردم كه خسارتش بزرگ است، اما موقعيتي كه الان در حزبالله هست، موقعيتي فوقالعاده است. يعني هزاران نفر ميخواهند مثل حاج عماد باشند. لبنان را فراموش كنيد، حزبالله را فراموش كنيد! در فلسطين روحيهاي عجيب ايجاد شده است. فلسطينيها و مسلمانان عرب كه در آنجا هستند، وقتي فهميدند يك نفر عرب مسلمان به اين سن و سال، زماني در الفتح آموزش ديده است و در حزبالله اين قدر بزرگ شده است. ميگويند چرا ما اينقدر جدي كار نميكنيم.
اين روحيهاي كه الان در غزه ميبينيم به چه صورت است؟ اسرائيل نميتواند به اين آساني به غزه حمله كند. اين اسرائيل كه در سال 1352 به چهار كشور عربي حمله كرد و زمين چهار تا كشور را گرفت، الان نميداند با حزب الله بايد بجنگد يا با غزه.
روح شهادت كه آمد در منطقه، همه فهميدند كه براي آزادي فلسطين بايد جدي كار كرد. ايران در ايجاد اين روحيه خيلي تأثيرگذار است.
سلام نوروزمان بر محمد (ص) آخرین فرستاده خدا
امیدواریم آنقدر عمر کنيم که بهار آینده در قدس شریف ،تحت زعامت آقاي مان سال نو را به شما قدسیان تبریک گویم . انشاءالله
در روز شنبه بیست اسفند سال ۱۳۸۴ مطلبی تحت عنوان جشن پوریم عزای ملی پارسیان در وبلاگ قرار داده شد که چند روز پیش و در دوم فروردین٬ دو دوست یهودی پاسخ دندان شکنی به دوستان بینا داده اند که با حذف فحش های آن٬نوشته این بزرگواران در بخش نظریه همان تاریخ یعنی بیست اسفند سال ۱۳۸۴ در وبلاگ قرار داده شد.
اما چند نقد کوچک به نقد این دوستان:
گدعون ليوى که یک نویسنده یهودیِ ساکن اسرائیل می باشد در مقاله ای که معاريو آن را منعکس نموده، تحلیل منصفانه ای از عملیات استشهادی قدس ارائه نموده است که مهر تاییدی بر سلسله مباحث دوستان بینا در این خصوص می باشد. نظر به اهمیت این مطلب، عین نوشته وی را که پرس تی وی در تاریخ بیست و چهار اسفند منتشر نموده است را در وبلاگ قرار می دهیم:
هنوز مشخص نيست آن فلسطينى كه پنجشنبه گذشته با ورود به مدرسه دينىِ مركاز هاراف ياشيفا هشت تن از دانشجويان را به قتل رساند، مىدانست به چه مكانى وارد شده است يا خير. ولى با اطمينان مىتوان گفت: هزاران نفرى كه روز جمعه در تشييع كشتهشدگان شركت داشتند خوب مىدانستند مدرسه مذهبى يهودى چه مكانى است. آنها به خوبى مىدانستند پرچم صهيونيسم دينى در آن مدرسه قرار دارد. يهوديان تندرو در مبالغه خود به جايى مىرسند كه اين مدرسه را قدس الاقداس لقب دادهاند.
شبکه یک تلویزیون اسراییل فاش کرد: «در گفتوگویی که در یکی از اتاقهای مدرسه دینی با حضور سه دانشجو و خاخامهای یهودی جریان داشت، این موضوع مورد بحث بوده که آیا ارتش اسراییل به عملیات قدس پاسخ خواهد داد؟».
بر اساس اعلام این شبکه تلویزیونی، همچنین موضوع ترور یکی از شخصیتهای فلسطینی ساکن شهر قدس نیز مطرح و حاضران به این نتیجه رسیدند که ارتش اسراییل به عملیات قدس پاسخ نخواهد داد. یکی از خاخامهای اسراییلی از دانشجویان مدرسه دینی خواسته است تا آنها پاسخ عملیات قدس را بدهند.
بر اساس آنچه تلویزیون اسراییلی اعلام کرده است، این خاخام یهودی به دانشجویان گفته است: «رای تورات است که باید پاسخ عملیات قدس را بدهید».
این تلویزیون میافزاید: «پس از این گفتوگو دانشجویان مدرسه دینی به دیدار خاخام شهر بنی براک در شرق تل آویو که بیشتر ساکنان آن از یهودیان تندرو هستند رفته و وی فتوای دینی حمله به فلسطینیها را به آنها صادر کرده است».
پلیس اسراییل تاکنون هیچ واکنشی نسبت به این گزارش نشان نداده است.
همچنین یادداشتهای کوچکی در شهر قدس و کرانه باختری رود اردن پخش شده است که امضای خاخامهای تندرو یهودی در فتوای صادر شده برای گرفتن انتقام خون کشتهشدگان مدرسه دینی قدس وجود دارد.
در این فتوا اعلام شده است: «کشتاری که در مدرسه یهودی مرکاز هاراف بوقوع پیوست نتیجه بیمسوولیتی مقامات اسراییلی است چون اگر دولتی واقعی وجود داشت، اسراییلیها را به جنگ عادلانه با دشمنان خدا فرا میخواند».
«آوی دیختر» وزیر امنیت داخلی اسراییل نیز دستور ویرانی منزل اجرا کننده عملیات شهادتطلبانه قدس را به پلیس اسراییل داده و دستگاه قضایی اسراییل نیز هماکنون سرگرم بررسی پیامدهای ناشی از این اقدام در سرزمینهای اشغالی است.
این خبر را مطالعه نمائید:
"به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان و به نقل از منابع اینترنتی ، مهاجم مسلحی وارد یک مدرسهی معروف دینی در بخش مذهبی اورشلیم شد و به روی محصلان جوان آن آتش گشود. شاهدی عینی در تلویزیون اسراییل گفت که مرد مسلح، دستکم به مدت ده دقیقه به پیرامون خود شلیک میکرده است. وی پیش از آن که هدف تیر افسری قرار گیرد که در این مدرسه تحصیل میکرده بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ گلوله شلیک کرده است.
افسر اسراییلی گفت: «من در مدرسه بودم و ناگهان از بیرون صدای شلیک تیر را شنیدیم. در آغاز نمیدانستیم این صدا از کجاست. بعد فهمیدیم که صدای تیر از کتابخانه میآید. کتابخانه، ساختمانی جداگانه دارد. همهی ما ساختمان مدرسه را از طریق درهای جنبی ترک کردیم. من سلاح خود را کشیدم، بالای پشت بام رفتم و در انتظار تروریست کمین کردم. ناگهان او بیرون آمد و همچنان شلیک میکرد. من دو گلوله به سر او شلیک کردم
دستکم ۵۰ آمبولانس به محل سوءقصد شتافتند تا مجروحان را به بیمارستان منتقل کنند. شمار زیادی تماشاگر در برابر مدرسهی دینی گردآمده بودند. بسیاری از آنان فریاد میزدند: «مرگ بر عربها!». ماموران امنیتی هم به سرعت در محل حاضر شدند.
شاهدان عینی گفتند که مرد مسلح پنجشنبه عصر وارد کتابخانه حوزه علمیه مرکاز هاراو که حدود ۸۰ طلبه در آن گرد آمده بودند شد و شروع به تیراندازی با یک AK-47 کرد که چند دقیقه ادامه داشت.
مدرسه مرکاز هاراو، یک مرکز شناخته شده مطالعات یهودی است و بیشتر طلاب آن ۱۸ تا ۳۰ سال دارند. گفته می شود که این مدرسه دارای همفکری با رهبران جنبش احداث آبادی های یهودی نشین است که معتقدند کرانه باختری باید تنها در اختیار یهودیان باشد. "
می دانید یکی از محل های اختلاف مسلمانان با یهودیان در خصوص فرزندان ابراهیم علیه السلام است؟
بنی اسرائیل معتقد است که یک یهودی٬ یهودیت خود را از مادر کسب می کند حتی اگر پدر هم یهودی نباشد. هاجر کنیز مصری است که به توصیه ساره٬ ابراهیم با وی هم بستر شده و از او اسماعیل علیه السلام به دنیا می آید. اما به باور یهود چون هاجر مصری بوده و یهودی نمی باشد٬ پس اسماعیل نیز فرزند اصلی او محسوب نمی گردد و ارث از جمله میراث پیامبری به این فرزند زن صیغه ای تعلق نمی گیرد. خداوند به ساره زن یهودی ابراهیم٬ فرزندی عنایت می کند که نامش را اسحاق می گذارند و او به عقیده حاخام هایی که تورات را نوشته اند! همان فرزند اصلی و یهودی ابراهیم است زیرا مادرش از بنی اسرائیل است(که هنوز شکل نگرفته!) . با این تجزیه و تحلیل نبوت و پیامبری به اسحاق و فرزندانش می رسد اما به پسر عموهای وی که اسماعیلیان هستند چیزی نمی رسد جز اینکه به گفته تورات آنان وحشی های هستند که همه بر ضد ایشان و آنان نیز بر ضد همه خواهند بود.
نکته دیگر این است که یهود ادعا می کند اسحاق فرزندی است که باید ذبح می شده است اما مسلمانان بنا بر فرمایش کتاب آسمانی اعتقاد دارند آن کس که به مذبح رفته است اسماعلیل علیه السلام است .
به نقل از سایت وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی:
" پیکرهای هشت جوان و نوجوان اسرائیلی که شب گذشته در یک حمله ناجوانمردانه تروریستی به مدرسه مذهبی آن سبعانه به رگبار گلوله بسته شده و جان باختند، در ساعات پیش از ظهر امروز (جمعه 7 مارس 2008) در شهرهای محل زادگاهشان به خاک سپرده شد که هزاران نفر از مردم در تشییع جنازه شرکت کردند. در این مدرسه مذهبی، دانشجویان و دانش آموزان به فراگیری علوم دینی و دانش امروزی می پردازند. این جنایت در کتابخانه مدرسه و هنگامی که جوانان و نوجوانان به مطالعه متون دینی مشغول بودند روی داد. هنوز هیچ سازمان شناخته شده مسؤولیت جنایت دهشتناک شب گذشته (پنجشنبه) در اورشلیم را به عهده نگرفته است. ولی .... "
رژیم صهیونیستی در خبر فوق مکرر اعلام می کند " کشته شدن جوانان مدرسه مذهبی" اما اعلام نمی کند چرا استشهادی ها مدرسه مذهبی را انتخاب کرده اند. پاسخ دوستان بینا به این پرسش واضح است.
مدارس مذهبی محل تولد یهودیان تندرو در جامعه اسرائیل است. همان یهودیانی که فلسطین را اشغال نموده اند٬ کشتن اعراب را جایز می دانند. اقوم غیر بنی اسرائیل را حیواناتی می شمارند که شایستگی بندگی قوم برگزیده را دارند و الخ.
بی تردید استشهادیون در انتخاب محل عملیات خود مسیر درستی را انتخاب نموده اند و این هدف با آگاهی و بصیرت کامل بوده است.شهدای فلسطینی این عملیات کسانی بودند که عزیزان شان به دستور حاخام هایی که تحصیل کرده همین مدارس به اصطلاح مذهبی بوده اند به شهادت رسیده اند. دانش آموخته های این مدارس می آموزند که چگونه برای برتر بودن نژاد یهود باید سایرین را کشت.حتی اگر این ها نوزادان بیمارستانی در غزه باشند.
اما در مدارس مذهبی به این جوانان و نوجوانان یهودی چه می آموزند.؟ اساس آموزه های دینی بر محور چه اندیشه هایی می باشد.؟ حاخام ها خوراک فکری این آدم کش های آینده را از چه مراجع و مستنداتی تهیه می کنند.؟
برای دانستن پاسخ ما را همراهی کنید:
در جنگ ۳۳ روزه٬ حضرت آقا یهودیان اسرائیلی را به لقب گرگ وحشی مفتخر نمودند که بسیار برازنده آنان بود. جالب است که معظم له صفت وحشی را به این گرگ اطلاق نمود در حالی که گرگ در ذات خود وحشی بوده و وقتی ایشان این حیوان درنده را با تاکید٬ وحشی می خواند عمق فاجعه امروز در غزه را می توان تا حدودی درک کرد.
امروز این گرگ وحشی به رسم معمول همیشه٬ قلاده پاره نموده و به مردمان بی پناه فلسطین یورش برده است. سایر حیوانات نیز که در ممالک خود سروری می کنند سکوت نموده و مشغول چریدن در مزرعه عمو سام هستند تا بار دیگر مشخص گردد حامی عرب سنی مظلوم٬ شیعه پیرو پرچم سرخ حسین علیه السلام و نهضت سبز امام عصر (عج) می باشد.
صهیونیست ها افرادی هستند که متدین به دین یهود بوده و علاوه بر یهودی بودن٬ دارای مشربی سیاسی هستند که آن را صهیونیسم گویند. این شاخه سیاسی از بنی اسرائیل جهت آماده سازی ظهور ماشیح اقدام به تاسیس حکومت در فلسطین اشغالی نموده و از طریق اشغال سرزمین فلسطینیان٬ حکومت جعلی خود را برپا نموده است. صهیونیست ها یهودیانی هستند که کتاب تورات را به عنوان کتاب آسمانی مورد تقدیس قرار داده و از تلمود نیز به عنوان کتابی هدایت کننده در امور روزمره بهره می برند. اما در این کتاب ها چه چیزی نوشته شده است. ؟
در تورات و تلمود آموزش داده می شود که یهودی جماعت چه صهیون و چه غیر صهیون اشرف مخلوقات است و سایر اقوام خداوند حیواناتی پست هستند در خدمت بنی اسرائیل. یا اینکه هر زن غیر یهودی همچون زنی روسپی محسوب شده که زنا با وی عقوبتی نخواهد داشت. در روز شنبه که مقدس است اگر خبر آوردند که فلان غیر یهودی در حال جان دادن است حق کمک کردن به وی را نداری. این کتب مرجع به یهود یادآور می شود که حتی خداوند نیز در مقابل شما چاره ای نداشته و دستش برای مجازات قوم بسته است زیرا قبلاْ یهود را به عنوان قوم برگزیده انتخاب نموده است.
آیا با توجه به اساس شریعت یهود که آیاتی چند از آن در متن بالا آورده شد٬ می توان فرقی بین یهود و صهیونیسم قائل شد. آیا با توجه به ادعای عدم تحریف تورات توسط یهود٬ و پذیرش متون فوق توسط آنان٬ می توان تفاوتی از این حیث در میان یهود و صهیونیسم برشمرد.؟ آیا.....

و یهود وحشی بار دیگر در اوج ذلت و پستی دست به کار شد و نور دیگری از انوار الهی را خاموش نمود تا دنیا روز به روز تاریک تر شود و در این تاریکی٬ یهود حقیر اولین قومی خواهد بود که در سیاهی و ظلمت از صفحه روزگار محو خواهد شد انشاءالله
نکته اول: چرا در ایام عزاداری سالار شهیدان٬ هنگامی که رسانه ملی حضور پر شور مسیحیان ایرانی را در این مراسم معنوی را به نمایش می گذارد٬ این سئوال برای ما مطرح نمی شود که یهودیان ایرانی در کجایند.؟ آیا همسان مسیحیان به جایگاه رفیع اولیاء الله از هر دینی در نزد خداوند اعتقاد ندارند. ؟
نکته دوم: منظور پیامبر اکرم (ص)از این جمله که اگر ده نفر از یهودیان به من ایمان آورده بودند همه یهود به من ایمان می آورد چه بود؟ (نهج الفصاحه)یعنی در زمان حیات آن حضرت حتی به تعداد انگشتان دست نیز از یهود مسلمان نشدند. ؟
نکته سوم:ماجرای چند روز پیش در دیمونا را از رسانه ملی دیدید؟ آن هنگام که مامور امنیتی اسرائیلی از فاصله چند متری٬ آن فلسطینی مجروح اما زنده را با شلیک تیر خلاص به شهادت رساند. این اقدام بر اساس کدام یک از دستورات مذهبی حاخام ها اجرا شده است.؟
بخش عمدهاي از تاريخ قرآن، به بازگويي تاريخ بنياسرائيل و يهود و رويارويي آنان با پيامبر آخرالزمان پرداخته است و از قوم بني اسرائيل، بيش از بقيه اقوام ياد شده است. و همين كافي است كه بخش عمدهاي از نويسندگان مسلمان به مسألهاي توجه كنند كه قرآن بدان توجه فراوان كرده است. اما با نگاهي هر چند گذرا، به كارنامة آثار نويسندگان شيعه، چنين چيزي را نخواهيم ديد! و حتي در كتابخانهها نيز در اين زمينه آثار فراواني يافت نميشود. علت چيست؟
پس از اینکه هئیت مدیره جدید انجمن کلیمیان منصوب شدند و علی الظاهر باند یشایا به کناری رفتند٬ جنگ داخلی برای براندازی حاخام یوسف کهن همدانی نیز آغاز و در نهایت ایشان از صفحه روزگار محو و حاخامی دیگر که با هئیت مدیره جدید همسو می باشد منصوب گردید.
یکی از مشغولیات ذهنی یکی از دوستان بینا٬ انتخاب نام ْ کلیمیان ْ برای انجمن جامعه یهودیان ایران بود. یعنی برای وی این سئوال ایجاد شده که چرا انجمن نام مثلاْ یهودی را یدک نمی کشد و از نامی انحصاری استفاده نموده که در قرآن از آن یادشده حال آنکه یهود جماعت با اسلام و قرآن مشکل دارد.؟!
اخیراْ مطلبی از سخنرانی حجت السلام عابدی را می خواندم که به نظرم مطالعه آن برای علاقمندان نیز مفید فایده خواهد بود. این استاد و مدرس محترم حوزه علمیه قم در سخنرانی مورخ ۵/۱۰/۱۳۸۶ خود به مناسبت عید سعید غدیر می فرمایند:
"یک آقایی به نام دکتر ناصرالدین غفاری که اصلاْ عمرش را وقف این کرده که هر درسی علیه شیعه بگوید و هر چه بنویسد علیه شیعه باشد. اول کتابش نوشته وقتی من پایان نامه لیسانس خود را می خواستم بنویسم٬ به استادم گفتم می خواهم پایان نامه درباره صهیونیسم بنویسم. استاد به من گفت خطر شیعه بر اسلام٬ از خطر صهیونیسم بیشتر است. درباره شیعه بنویسید و لذا پایان نامه اش را درباره شیعه نوشته به نام ..... "
غرض این است که در نهایت جنگ شیعه و سنی فقط یک برنده دارد و آن هم صهیونیسم و یهود است. بارها در منابع مختلف خبری آمده است که یهود مکار اقدام به چاپ کتاب هایی نموده است که به جنگ فرقه ای در میان مسلمانان دامن می زند. حال در بعضی وقت ها خود این کار را می کند و بعضی مواقع نیز ما مسلمانان به دست خودمان به مقاصد کثیف یهود جامه عمل می پوشانیم. خداوند عاقبت به خیرمان کند.
سال نو مسیحی بر تمامی مومنین به رسالت آسمانی عیسی مسیح علیه السلام مبارک باد. در اوج شادی و خوشحالی یادمان نرود که یهود آن پیامبر را مصلوب نمود و به زعم خود ایشان را به شهادت رساندند.بنی اسرائیل به صلیب کشیدن آن پیامبر اعظم را با افتخار از ان خود می داند.
از خاطرات ناصرالدین شاه قاجار در ملاقات با روتچیلد در فرانسه:
" به او گفتم شنیده ام شما برادرها(ی روتچیلد) هزار کرور پول دارید٬ من بهتر می دانم که پنجاه کرور به یک دولت کوچکی یا بزرگی بدهید٬ مملکتی را بخرید و آنچه یهود در دنیا هست آنجا جمع بکنید و خودتان رئیس آن ها بشوید و همه را آسوده راه ببرید و این طور متفرق نباشید."
مرتضی قانون پس از اشاره به این خاطره در کتاب دیپلماسی پنهان توضیح می دهد: "این اظهارات طنزآلود ناصرالدین شاه که حدود ۲۳ سال قبل از تدوین کتاب دولت یهود توسط هرتزل بیان شده است مایه شگفتی است."
البته شاید و شاید ارتباطات گسترده طبیبان مخصوص شاه و مادرش که جملگی یهودی بوده اند نیز در القاء این مباحث به ذهن شاه بی تاثیر نبوده باشد. ؟
در مجمع البیان از ابی عبیده جراح روایت آورده که گفت: به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه داشتم کدام یک از مردم در قیامت عذابی سخت تر دارد؟ فرمودند: مردی که پیامبری را بکشد و یا مردی را به قتل برساند که امر به معروف و نهی از منکر می کند. آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند: الذین یقتلون النبیین بغیر حق ....(سوره مبارکه آل عمران. آیات ۲۱ و ۲۲) آنگاه فرمودند: ای اباعبیده٬ بنی اسرائیل در یک ساعت چهل و سه پیامبر را کشتند. عابدان بنی اسرائیل که این را دیدند٬ صد و دوازده نفر از آنان قیام نموده و کشندگان انبیا را امر به معروف و نهی از منکر کردند و بنی اسرائیل همه آنان را تا آخر روز به قتل رساندند و آیه نامبرده راجع به این واقع است. {نقل از یهود در المیزان نوشته حسین فعال عراقی ص ۱۶۳}
یادمان نرود برابر مستندات تاریخی این قوم پیامبر کش در شهادت دو پیامبر الوالعزم نیز نقش داشته اند. مسئولیت مصلوب نمودن عیسی علیه السلام را خود با افتخار بر عهده گرفته اند و برابر چند روایت مستند٬ در مسموم نمودن پیامبر گرامی اسلام که منجر به شهادت ایشان گردید نیز از طریق آن زن یهودی مسئولیت مستقیم داشته اند.
یک سئوال:چرا اغلب در مجالس وعظ و روضه خوانی به شهادت دخت گرامی آن پیامبر اعظم می پردازیم و مکرر در حال لعن و نفرین خلفای اهل سنت که مسلمان هستند بوده ایم اما مجالس عزای پدر این دخت گرامی که توسط یهود به شهادت رسیده است را کم اهمیت از آن عبور می کنیم. ؟ آیا تا کنون روضه ضد یهودی در هیئت ها و مجالس عزا شنیده اید یا دیده اید؟ در حالی که برابر نص صریح قرآن دشمن ترین مردم نسبت به مسلمانان یهود می باشند. ؟ اما تا دل تان بخواهد روضه هایی داریم که مکرر و مکرر در حال فحش دادن به بزرگان اهل سنت می باشند. ؟!! آیا این موضوع نیز از همان قسم توطئه های یهود مکار نبوده است که مسلمانان را از هر فرقه به جان هم دیگر بیندازد و خود کنار بایستد و براین مصیبت بخندد. ؟! امام رحمه الله در تاریخ ۲۸/۲/۱۳۴۲ در بیانات خود می فرمایند: آقایان بدانند که خطر امروز بر اسلام کمتر از خطر بنی امیه نیست. دستگاه جبار(شاه) با تمام قوا به اسرائیل و عمال آنان همراهی می کند...خطر اسرائیل و عمال آن را به مردم تذکر دهید.در نوحه های سینه زنی از مصیبتهای وارده بر اسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت یادآور شوید. به نقل از صحیفه نور ج ۱ ص ۵۲
ملاحظه: اینجانب و اجداد اینجانب هرگز از اهل سنت نبوده اند لطفا اگر پاسخ منطقی نداشتید بر چسب و اتیکت و از این جور چیزها به این بنده حقیر نزنید. !!!!!
افشین تاجیان که خود یک یهودی می باشد در فروردین سال 1379 در سایت انجمن کلیمیان مطلبی با عنوان موسيو حئيم نوشته است که در آن به تطهیر حئیم پرداخته و دکتر حبیب لوی نویسنده معروف کتب سه جلدیِ تاریخ یهود ایران را به نقد کشیده و وی را متهم به بی انصافی نموده است. تاجیان در این مقاله می نویسد:
عزيز بزرگواري چون مرحوم «دكتر حبيب لوي» در اثر ارزشمند خود (تاريخ يهود ايران) آن هنگام كه نوبت به اين بخش از تاريخ مي رسد، ناگهان در مقام موضع گيري اي غريب بر مي آيد، و زماني كه شرح اعدام مسيو حييم پيش مي آيد، به دور از روية معمول خود در تشريح مفصل نكات، سكوتي عجيب تر را ترجيح مي دهد، و البته براي خواننده مطلع، اين هر دو نه چندان دور از ذهن است، چرا كه اولا اعدام «مسيو حييم» بنا به حكم رضاخان و به اتهام نيت در براندازي پهلوي بوده، و بديهي است كه وقتي اثر حبيب لوي زادة دوران پهلوي دوم است، در حضور تعلق خاطرها و حفظ جانب ها، چگونه سايه بعضي مصالح، چهرة برخي حقايق را خواهد پوشانيد و ثانيا در عرضه درگيري ها و اختلافات دو گروه منتسب به مسيو حييم و «انجمن صيونيت ايران» (كه در ادامه بيشتر به آن خواهم پرداخت)، مرحوم حبيب لوي، نه ناظري بي طرف كه بازيگر ميدان به نفع رقيب دوم است. و اين نگاه بازيگرانه برخلاف تماشاگري هنرمندانه اش در ديگر بخش ها –البته در اين بخش از اثر مشهود است كه تا حدودي طبيعي است.
بله، یک یهودی در سایت مرجع و مستند یهودیان که بیانگر مواضع رسمیِ انجمن می باشد اعتراف می کند که عزیز بزرگوار! دکتر حبیب لوی به دو جهت در تاریخ نگاری آدم منحرفی می باشد:
1- هر جا که تاریخ در مقام معارضه با خاندان پهلوی قرار گرفته وی تاریخ را تحریف نموده است تا خاطر پهلوی ها مکدر نگردد. ضمن اینکه بر اساس فرامین تلمودی، شخص شاه بسیار مورد مدح و ثنا قرار گرفته است.
2- چون حبیب لوی خود از اعضای موسس انجمن صیونیت ایران بوده پس رقیب را هر چند که هم کیش بوده مورد تعرض قرار داده و راه بی انصافی را پیش گرفته است.
با مد نظر قرار گرفتن تحلیل فوق آیا سایر مطالب این کتاب سه جلدی قابل اعتناء می باشد. بخش هایی که به تاریخ اسلام، تاریخ ایران و مظالم غیر یهود بر یهود و .... پرداخته است تا چه حد مستند می باشد. وقتی لوی در تاریخ نگاری به هم کیشان خود نیز رحم نمی کند آیا می توان انتظار داشت که سایر ادعاهای او در خصوص اقوام دیگر درست باشد.خوانندگان گرامی در تاریخ 29 تیر 1386 در همین وبلاگ مطلب روغن دانیال جوده که از کتاب این صهیونیست نقل شده است را مطالعه نموده اند و خود به خوبی به مستندات ادعاهای لویواقف می باشند! .
سلام
اخیراْ تارنمای رسمی وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی در کشفی جدید متوجه شده است که یکی از القاب حضرت ابراهیم٬ اسرائیل بوده است. این سایت در یکی از صفحات خود آورده است: "در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل صریحا از برپائی کشور یهودی سخن رفته است (که یهودیان نام اسرائیل را برای آن برگزیدند که یکی از القاب حضرت ابراهیم بود) و بنابراین، اسرائیل یک کشور یهودی است."
برای دوستان بینا که اندک سوادی درباره تورات دارند این موضوع محرز است که لقب اسرائیل به یعقوب تعلق دارد٬ آن هنگام که یهوه با وی کشتی گرفت و در انتهای این مبارزه یهوه به وی ابن لقب را به عنوان برکت هدیه نمود. البته شاید ما اشتباه می کنیم و اگر دوستان خواننده اطلاعاتی درباره اسرائیلی بودن ابراهیم نیز دارند به ما اعلام نمایند تا این قسمت را حذف نمائیم.