در رسانه هاي ديداري و شنيداري ج . ا . ا كمتر به ريشه هاي رفتار وحشيانه صهيونيست ها پرداخته شده و معمولاً قصابي فلسطينيان بي گناه را با مسائل سياسي و ... پيوند داده و در خاتمه نتيجه مي گيرند كه بله اگر صبرا و شتيلا پيش آمد به دليل سياست حزب .. در اسرائيل بود يا علل غير معقول ديگر .
اما به همان دليلي كه يك مسلمان قبل از هر چيزي ، اعتقادت ديني خود را پايه گذار رفتارهاي خود بيان مي كند و اگر عمليات استشهادي انجام مي دهد ، دليل آن را به دستور خداوند در سوره ... ارجاع مي نمايد ، رفتار يهوديان نيز در قتل عام وحشيانه غير يهوديان به فرامين ديني آن ها باز مي گرددكه البته به نظر قرآن فرامين تحريف شده .
يك يهودي از بدو تولد ، در خانواده ، در مدرسه ، در اجتماع و .... ياد مي گيرد كه هر آن چه غير يهودي يا گوئيم مي بيند همه پست هستند و حقير و تنها لياقت بندگي و بردگي را دارند . پس وقتي كه قدرت را در اختيار مي گيرد و مي شود اسرائيلي ، با حرارت تمام سعي در انجام فرامين الهي دارد . به همين دليل است كه يهوديِ لائيك براي هم جواري و زندگي به مراتب مناسب تر از يك يهودي مومن است . !
در هر حال در نوشتار ذيل به گوشه هايي ديگر از اعتقادات يهوديان در خصوص غير يهوديان خواهيم پرداخت تا به علل واقعيِ رفتار يك يهودي آگاه شويم :
درباره تعداد فرائض ديني يهوديان آمارهاي متفاوتي داده اند . راب شملاي كه در قرن دوم ميلادي مي زيست ، ميصواهاي اساسيِ ( فريضه هاي) مذهب يهود را به ترتيب تاريخ از 613 فريضه اي كه در تورات موسي قيد شد ه تا ميصواهاي واحدي كه در كتاب حبقوق نبي ذكر گرديده ، چنين تنظيم كرده است :
مي گويند شماره 613 از 248 فريضه امر و 365 فريضه نهي در تورات تشكيل يافته است . رقم اول به تعداد اعضاي بدن انسان مي باشد و منظور ، آن است كه هر عضوي از اعضاي انسان وظيفه دارد فرائض و اوامر مذهبي را مراعات كند . رقم دوم به تعداد روزهاي سال مي باشد و منظور آن است كه هر يهودي وظيفه دارد از سپيده دم تا شام گاه لحظه اي از عمر خود را به بيهودگي نگذارند .
داوود نبي در كتاب مزامير 613 فريضه را در 11 فريضه و بعدها اشعياي نبي آن ها را در 6 فريضه خلاصه نمود . سپس ميكاي نبي آن ها را در 3 فريضه و سرانجام حبقوق نبي همه فريضه ها را در يك جمله خلاصه نمود . " ... و انسان نيكوكار در ايمان خويش خواهد زيست . "
انسان باش،پاكدل و يكدل، زيرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحملتر از
پست بودن وبيعاطفه بودن است. آخرين خط از نامه چاپلين به دخترش
از ميان كمدينهاي كلاسيك در چند دههگذشته ميتوان به جرات گفت كه چارلي چاپلين يكي از
بنيانگذاران سبكهاي كمدي در ميانديگر هنرمندان بوده است. همچنين او در ميان همه اقشار
جوامع جهان از كوچك و بزرگ و جوان و پير، هميشه مورد توجه قرار گرفته است.
حتي امروزه با وجود فيلمهاي رايانهاي و باطرحها و تزيينات مدرن، باز هم وقتي يكي ازقسمتهاي
فيلم چارلي چاپلين پخش ميشود،ناخودآگاه همه چشمها به سوي تلويزيونميرود و اين مرد با
جثهاي ريز با لباسهايمضحك و كلاه و عصاي خندهدارش لبخند را بر لب بداخلاقترين آدم
روي زمين نيز ميآورد. اما آنچه كمتر بدان پرداخته شده است جنبه يهودي بودن اين مرد است كه
به نظر در خصوص آن مطلب زيادي منتشر نشده است .
امام عزيز كه رحمت خداوند بر او باد ، جمله اي ( به اين مضمون ) مي فرمودندكه " اگر همه انبياء يك جا دور هم جمع شوند هيچ اختلافي با هم نخواهند داشت زيرا همه يك پيام و رسالت دارند " . اما متاسفانه بر خلاف اين فرمايش و در عمل ميان پيروان اديان ، تفاهمي وجود نداشته و اغلب اوقات اديان الهي در جنگ سرد به سر برده اند و حتي به زد و خوردهاي طولاني مانند جنگ هاي صليبي نيز پرداخته اند .
به نظر مي رسد يكي از مهم ترين دلايل رواج اين قبيل تضادها ، فهم بزرگان ديني از ذات فرامين الهي بوده است كه خود زمينه ساز تفرقه در ميان پيروان اديان الهي شده است . در هر حال ما در اين نوشتار به نقد و بررسي گوشه اي از تئورهايي كه مبناي اختلاف بين اديان شده است مي پردازيم .
بر خلاف تصور عوام ، سابقة دشمنيِ يهوديان و عيسويان آن چنان قدمتي در تاريخ دارد كه خصومت آنان با مسلمانان در تاريخ نه چندان بلند آن هرگز به چشم نمي آيد . فقط با پايان جنگ جهاني دوم بود كه عيسويان در قبال واگذاريِ مقدس ترين خاك مسلمانان در بيت المقدس ( اورشليم : شهر صلح ) ، جاي خود را در رينگ مبارزه با يهود ، به مسلمان غافل دادند تا پس از قرن ها جنگ و ستيز با صليبيون ، يهود از اين پس مشغول مثله كردن بازيگر جديد اما ناتوانِ مسلمان گردد.
نمودار زير براي شروع اين نوشتار آغاز خوبي است و نقطه صفر اختلافات رخ داده بين سه دين فوق را نشان مي دهد :
فضلالله مهتدي معروف به صبحي ، مبلغ پيشين بهائي که سالها منشي مخصوص عباس افندي بود ، اشاراتي به عملکرد يهوديان بهائيشده دارد ، از جمله مينويسد : خاندان حکيم از بيخ و بن يهودي هستند و آئين و روش اين کيش را نگه ميدارند، ولي هر دستهاي از آنها در کيشي فرو رفتهاند: دکتر ايوب مسلمان شد و در مسلماني استواري نشان داد . به مسجد ميرفت و فرزندانش را مسلمان نمود، چنان که اکنون هم هستند. ميرزا شکرالله و يک دسته از بستگانش يهودي بوده و هستند. ميرزا جالينوس و ميرزا يعقوب و فرزندان ميرزا نورالله مسيحي و پروتستان شدند و ميرزا جالينوس پايگاه کشيشي گرفت و در کليسا روزهاي يکشنبه پندبده بود و از روي انجيل سخن راني ميکرد. دکتر ارسطـو پدر دکتر منوچهر و غلام حسين و برادرش لطفالله، که نامش را برديم، بهائي شدند. و همه اين ها در هر کيشي که خودنمايي ميکردند شور و جوش نشان ميدادند ولي در خانه همه با هم ، همدست و يگانه بودند تا آنجا که ارسطـو دختر زيباي خود را به هيچ يک از خواستگاران بهائي نداد و به ميرزا جالينوس [مسيحي شده] داد.
خاندان حکيم از خاندانهاي متنفذ دوران قاجار و پهلوي است از نسل يک يهودي مهاجر بهنام حکيم سليمان که در زمان فتح عليشاه قاجار به ايران کوچيد . اعقاب او بهنام حکيم حق نظر و حکيم موشه (مشه) پزشک خصوصي ناصرالدينشاه قاجار شدند و شبکه گسترده خود را در ايران تنيدند.http://www.shahbazi.org