و اما بعد
سایت انجمن یهودیان در معرفی روزنامه شالم پس از توضیح در خصوص انتشار دهندگان این روزنامه و الخ... اشاره می کند به خبری مهم که در آن روزگاران در شالم به چاپ رسیده است.
به این مطلب که عینا از سایت مذکور نقل شده است توجه نموده و بعد بیندیشید که چرا انقلاب خمینی(ره) این قدر باید مظلوم باشد که یک اقلیت این اجازه را به خود بدهد که در تارنمای جهانی خود به انحاء مختلف باورهای دینی اکثریت از جمله مقام شامخ روحانیت دینی مسلمین را به سخره گیرد. ؟!!!!!!!!!!
«روز آدينه چهارم نيسان (برابر 19 مارس 1915) آقاي بنيامين فرزند آقاي ابراهام حكاك (پيله ور) براي كسب معاش به محله شاه آباد كوچه حمام وزير رفته غفلتا از يك خانه او را خوانده مي پرسند: آيا نمد مي خري؟ پس از استماع جواب مساعد او را به منزل خود مي برند. در آن خانه چند نفر مُكَلّي و يك نفر شيخ تشريف داشتند كه شخص اخير بلا تأمل دست هاي آقاي بنيامين را گرفته در آب حوض فرو مي نمايد. آقاي بنيامين مذكور به توسط شنا و زحمت زياد خود را به ساحل نجات مي رساند . آقايان شوخيتاً تحقيقات لازمه براي دارايي بنيامين مي كنند پس از معلوم شدن كه به جز چند قران پول همراه ندارد فورا خود را به شوخي مي زنند، يك نفرشان كه يك قدري رحيم دل بوده است از منزل خود پيراهني آورده به او مي پوشاند و هر قدر اصرار مي كند به او دو هزار بدهند قبول نمي كند. همان روز آقاي بنيامين و چند نفر ديگر تظلمات را به كميسر يا نمره دو مي نمايند. شيخ محمد صادق مذكور انكار از عمل خويش نموده تقصير را به گردن محمد حسين ارباب مي گذارد در ضمن هم مي گويد شوخي كرده و براي اثبات مي گويد سه روز قبل هم همين كار را با ديگري كرد به او يك هزار داد من حالا دوهزار به اين مي دهم برود.
بنيامين امتناع ورزيد و بعد با اصرار زياد بلكه مجبورا دوهزار را قبول مي كند ليكن رضايت نامه را امضا نمي كند. وقايع را به جناب دكتر لقمان (نماینده یهود در مجلس)اطلاع مي دهند ايشان دخالت در اين كار را از تكليف خود خارج دانسته فقط مي فرمايد به نظميه تظلم نماييد.
روز شبات، پس از آن كه به نظميه متظلم مي شوند، مجددا به كميسر مرجوع مي شود و قرار است امروز شيخ محمد صادق و محمد حسين ارباب به محكمه خلاف حاضر شوند.
(شالم در ادامه می نویسد)آيا مردخاي چي هم كه چندي قبل مفقود شده آقايان فوق الذكر با او شوخي كرده اند؟» ......